أحمد رحمانى همدانى ( مترجم : سيد حسن افتخارزاده )
39
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي )
3 - امير المؤمنين على عليه السّلام : ( 1 ) روزى هنگامى كه وارد منزل شدم ديدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حالى كه حسن در سمت راست و حسين در سمت چپ و فاطمه پيش روى آن حضرت نشسته بودند مىفرمايد : اى حسن و اى حسين ، شما دو كفّهء ترازو هستيد و فاطمه زبانهء آن است . دو كفّه جز به وسيلهء زبانه يكسان و هماهنگ نمىشود و زبانه نيز جز بر روى دو كفّه استوار نمىماند . شما دو نفر ، امام هستيد و مادرتان داراى مقام شفاعت است . ( كشف الغمّة 1 / 506 ) 4 - حضرت فاطمهء زهرا عليها السّلام : ( 2 ) . . . اى ابو الحسن ( اى على ) ! بدان كه خداوند نور مرا آفريد ، و آن تسبيح گوى خداوند بزرگ بود . آنگاه آن را در يكى از درختان بهشتى به وديعت گذارد و آن درخت درخشيد . هنگامى كه پدرم وارد بهشت شد خداوند به آن حضرت الهام كرده دستور داد كه ميوهء آن درخت را بچين و در داخل دهان خود بچرخان . حضرت اين كار را انجام داد و آنگاه خداوند مرا در صلب پدرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به وديعت سپرد و بعد به خديجه منتقل كرد و او هم مرا بر زمين نهاد و من از آن نورم . آنچه را كه بوده و هست و هنوز نيامده است مىدانم . اى ابو الحسن ! مؤمن به نور خدا مىنگرد . ( عوالم العلوم و المعارف 11 / 7 ) 5 - حضرت حسن بن على عليهما السّلام : ( 3 ) در شب جمعهاى مادرم فاطمه عليها السّلام در محراب ايستاد و به عبادت خداوند پرداخته و تا هنگام دميدن سپيدهء صبح پيوسته در حال ركوع و سجود بود . شنيدم كه نامهاى يكايك مردان و زنان با ايمان را برده بر ايشان دعاى فراوان كرد و براى خود چيزى از خداوند نخواست . به آن حضرت گفتم : اى مادر ، چرا به همان گونه كه براى ديگران دعا مىكنى براى خويشتن دعا نمىنمايى ؟ فرمود : فرزندم ، بايد كه همسايه را بر خود مقدّم داشت . ( بحار الانوار 43 / 81 )